خرید بک لینک
به نام خدا

1 1 1 را امروز خریدم. از حاج خانم گل فروش روبه روی مترو شهدا. حاج خانم گل فروش دیده بودید تا حالا؟ من دیدم. چادری با روسری گل ریز که محکم جلویش گیره زده، عینک تیپیکال و همه مهربانی و مادرانگی حاج خانم ها. همیشه چند سطل بزرگ پرگل جلوش گذاشته و مریم و رز دوتومانی و دسته های داوودی و میخک می فروشد. لهجه دارد و همیشه هست. همیشه هم سرش شلوغ است خدا را شکر. گل هایش ارزان و کوچکند. می شود سر راه خانه خودت را مهمان کنی به یک دسته داوودی یا دو شاخه مریم. بعد بگذاری عطرش حال و هوای روزت را عوض کند.

از مترو که پیاده شدم خسته و کلافه و پراسترس بودم. ساعت های پیش رویم اصلا غیرقابل پیش بینی نبود. امتداد همین خستگی و کلافگی با بچه ای که تازگی ها بدجور بهانه گیر شده و یک شام حاضری یا خریدنی و چرخیدن توی موبایل تا آخر شب.

از جلو حاج خانم که گذشتم طبق معمول نتوانستم مقاومت کنم. نرگس هایش حسابی تازه بودند. یک دسته کوچک نرگس خریدم و گرفتم جلوی بینی ام. شامه ام پر از عطر روزهای خوب شد.

بعد تا خانه پیاده آمدم و برای آقای همسر هدیه خریدم و وقتی با یک خانه به شدت به هم ریخته و همسر کلافه روبه رو شدم خم به ابرو نیاوردم. با همان سردرد چای بابونه گذاشتم و خانه را جمع کردم تا آقای همسر شیرینی بخرد و بیاورد. بعد باحوصله بچه را نگه داشتم تا آقای همسر توی اتاق به کارهایش برسد و همزمان شام خوشمزه پختم و سالاد کاهو درست کردم و تازه دوازده شب رسیدم به بیرون ریختن کمدها و جمع و جور و کارهای چندماه عقب افتاده.

مطمئنم همه اش از معجزه عطر نرگس ها بود!

این روزها برای خودتان نرگس بخرید.

+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 1:32 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 17 دی 1396 ساعت: 19:30

صفحه بندی