خرید بک لینک
به نام خدا

امشب به آقای همسر می گفتم تا همین اواخر، حرف کربلا که می شد، در وجود من فقط عشق بود. یک علاقه عجیب به زیارت، دوباره بودن در آن فضا، تجربه آن حس و حال خاص. و ارادت البته.

اما حالا دیگر عشق نیست. نه که نباشد، آنقدر کمرنگ است که به چشم نمی آید. حالا همه اش نیاز است، یک نیاز شدید، عمیق و فوری... مثل آدم های بی هوایی که برای رسیدن به کپسول اکسیژن له له می زنند. بیهوا شده ام. بی هوا شده ام.

دیشب توی تنهایی خودم آن روایت امام جواد(ع) را پشت هم می خواندم و اشک می ریختم: فر الی الحسین...

با همه وجود می خواهم فرار کنم. ولی نه از آدم ها، نه از اتفاقات. از خودم. بیشتر از همه از خودم.

بروم در آغوش امن حسین...

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:37

صفحه بندی