خرید بک لینک
به نام خدا

سر کلاس به بچه ها گفتم جهان اطراف ما روی ما اثر میذاره. بخوایم یا نخوایم، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم. با جهان در ارتباطیم و جهان هر لحظه ما رو متاثر میکنه. گفتم این تاثر ها یه وقت به شکل خوشحالیه یه وقت غمه. یه وقت هیجانه یه وقت خمودی... ولی هست. گفتم جهان هر چیز غیر از ماست. تک تک صحنه هایی که میبینیم تا حرف هایی که میشنویم، رابطه هایی که داریم، چیزهایی که می خونیم...

گفتم این اثره تو وجود ما می مونه. می چرخه و می چرخه. ترسیدم به شوخی برگزار کنن و مثالش رو نزدم. توی دل خودم گفتم جهان هر لحظه ما رو بارور میکنه. به اونا ولی گفتم وقتی راحت میشیم که بارمونو زمین بذاریم. مثل یه زن آبستن که که با زایمان راحت میشه. گفتم اون بچه ای که در نهایت به دنیا میاد هنره. هنر نتیجه پیوند هر روزه ما با طبیعت، تاثر هر روزه مون از جهان اطرافه.

گفتم بعد اون اثر هنری که شما خالقش هستید میشه جهان اطراف، میشه طبیعت... واسه بقیه ای که میخوننش یا می بیننش. گفتم باز اونا رو متاثر میکنه و این چرخه ادامه داره...

گفتم و امشب دلم خواست غم توی دلم رو اینجا بریزم بیرون. با این کلمه ها شکلش بدم، خلقش کنم، متولدش کنم و یکم راحت شم ازش.

* بعد بچه ها گفتن خانم حرفاتون مثل حرفای دبیر هنرمونه. گفتم ادبیاتم هنره آخه.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:19  توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت: 22:25

صفحه بندی