خرید بک لینک
به نام خدا

خنده های واقعی کجاست؟

مدت هاست شادی از ته دل من بیشتر از هر جای دیگر مال وقت هایی است که در آغوش مامان طبیعتم نشسته ام.

گالری عکس های گوشی را که ورق می زنم، نیش های تابناگوش باز شده، لبخندهای پهن، خنده های از ته دل... همه یک جایی در دل طبیعت ثبت شده. نه حتی پارک. جاهایی که تا کیلومترها خبری از دست سازه های انسانی نیست و حتی ماشین تک و توک رد می شود.

خودم را در این عکس ها، بین چمن های دشت های کردستان، کنار شقایق های وحشی پلور، روی تپه های شنی کلوت های شهداد کرمان، وسط خاک و خل کویر خشک جاده تهران مشهد حتی... چقدر بیشتر دوست دارم! خود شاد آرام بی دغدغه ای که فارغ از دنیا تکیه می دهد به آغوش وسیع و مهربان مامان طبیعتش که می تواند انگار به آنی همه شور و شوق و نشاط بی دغدغه روزهای کودکی را در من زنده کند.

* این تعبیر دوست داشتنی را، فکر میکنم اولین بار جایی در نوشته های خانم مرشدزاده دیدم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:17 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

صفحه بندی