خرید بک لینک

به نام خدا

کاش با هم حرف می زدیم. این روزها هر روزش را آرزو کرده ام کاش با هم حرف می زدیم. وقتی میبینم توی اینستا پای عکس جهانگیری نوشته چون گل میان خاری... با خودم تکرار میکنم کاش با هم حرف می زدیم.

حقیقت اینقدرها هم پیچیده نیست. هست؟

من و تویی که یک عمر حرف مشترک، درد مشترک، شوق مشترک داشته ایم، نمی شود یک دفعه اینقدر بی بهانه با هم غریبه شویم. حقیقت اگر یکی است، نمی شود مصادیقش این همه متنوع، این همه متضاد باشند. کاش بلد بودیم گفت و گو کنیم. من بگویم... تو بگویی... من بگردم.. تو بگردی... سر جنگ که نداریم. چرا دست هم را نمی گیریم تا حقیقت را پیدا کنیم.

اصلا گیریم آخرش هیچ کداممان هم قانع نشدیم. چرا گفت و گو نمی کنیم؟ چرا بلد نیستیم دیالوگ بدون تنش داشته باشیم در این حوزه ها؟ بی تنش، بی تعصب، بی عصبانیت. چرا به بحث های سیاسی که می رسد همه آن از عمق جان هم را فهمیدن ها می رسد به سکوت و سر تکان دادن.

من نمی فهمم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:58 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 19:37

صفحه بندی