خرید بک لینک
به نام خدا

هنوز نرسیده ماجراهای من یا تلویزیون شروع می شود، خاموشش کنین... صداشو کم کنین... کسی نگاه نمیکنه؟...

جالب است که برای همه - غیر از ما - اینکه صدای تلویزیون یا تصویر و برنامه هایش پس زمینه همه فعالیت های روزمره باشد خیلی عادی و جاافتاده ست. موقع غذا خوردن، دور هم بودن و حرف زدن، تلگرام را چک کردن...

من ولی فقط وقتی میتوانم تلویزیون را تحمل کنم که فقط داشته باشم تلویزیون نگاه کنم. تازه آن موقع هم حرف زدن های اطرافیان اعصابم را به هم می ریزد.

سال های تلویزیون نداری به ما چیزهای خوبی داده که یکی اش تمرکز است. بیشترین چیزی که به نظر من تلویزیون از آدم ها می گیرد...


پ.ن: شش سال پیش ما تصمیم گرفتیم در خانه خودمان تلویزیون نداشته باشیم. آن موقع یک تصمیم لرزان شاید هیجانی بود که سال به سال محکم تر شد. از همان شش سال پیش میخواستم درباره اش بنویسم و نشد. حالا اگر کسی تجربه اش را لازم داشت می نویسم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 16:52 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 19:37

صفحه بندی