خرید بک لینک
به نام خدا

توی گوگل دارم قصه نمایشنامه ای را سرچ میکنم که عکس های افتتاحیه اش را نشانم می دهد. بازیگران اصلی کنار مهمانان ویژه. خب طبیعتا حضور اهالی سینما و تیاتر طبیعی است. اما والیبالیست ها؟! توی عکس دیگری هم یکی از خواننده های معروف است. حضور مجری های صدا و سیما هم که خیلی وقت است در این مجامع معمول شده.

با خودم فکر میکنم این آدم ها دقیقا چه سنخیتی با هم دارند که اینطور دوش به دوش هم ایستاده اند و با لبخند دست انداختند گردن هم؟

باز خواننده و بازیگر و به زحمت مجری و گوینده را شاید بتوانیم با برچسب هنرمند توی یک دسته جدا کنیم اما فوتبالیست و والیبالیست دقیقا ربطش به اینها چیست؟

این آقای والیبالیست معروف تحصیلاتش چقدر است؟ در چه رشته ای؟ دغدغه ها و علایقش چه؟ از چه جنسی است؟

نمی فهمم اعجاز این سلبریتی بودن چیست که اینطور مثل چسب رازی همه این آدم های نچسب را توی یک صحنه به هم می چسباند و آب از آب تکان نمی خورد.

نمی فهمم مجری برنامه های اجتماعی تلویزیون چه ربطی به بازیگر فیلم های کمدی دارد. یا خواننده موسیقی کلاسیک با کارگردان سینما. چه ربط معناداری جز اینکه هر دو چهره اند.

بحثش مفصل است که چرا همیشه این اندازه از این چهره سازی های بی هویت حرص میخوردم. به قول یک بنده خدایی پاشنه آشیل وضعیت فرهنگی ما در الگوسازی هایش است.

فقط خدا بهمان رحم کند که چندسال دیگر توی این عکس های دسته جمعی چهره آشنای شاعران محبوبمان را پیدا نکنیم.

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

صفحه بندی