مامان روی مبل نشسته و لوبیا نخود پاک میکند. آقای شوهرخواهر آن طرف تر رزومه اش را فارسی می کند و چند دقیقه یکبار همه با هم برای اصطلاحاتی که می گوید دنبال معادل خوب می گردیم. آقای همسر نرفته سر کار و دارد پایان نامه من را رفع و رجو می کند. من نشستم پایین میز و با اسم سرفصل ها ور می روم. فاطمه توی اتاق خوابیده. یاسمین همان دور و برها می چرخد و وسط های پروسه یک ساعته حاضر شدنش است.
هوای ابری وسط پاییز از پنجره معلوم است.
باران می گیرد.
برچسب: لحظه های ناب,لحظه های ناب زندگی,لحظه های ناب عاشقی,لحظه های ناب عاشقانه,لحظه های ناب المپیک ریو,لحظه های ناب مهران موذنی,لحظه های ناب و حقیقی,لحظه های ناب المپیک,لحظه های ناب کودکیم,لحظه های ناب شکار حیوانات,
نویسنده: آرمان قاسمی